مطالعه تطبیقی بررسی نقش سرمایه اجتماعی بر بهبود مدیریت استعدادها در حوزه فرهنگی دانشگاه‌های تهران (مطالعه موردی: پیام نور، تهران و صنعتی شریف)

کارفرما

کارفرما

پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

تاریخ

تاریخ و مدت

03 اسفند 1392  |  90 روز

Location

محل اجرا

تهران

در جهان کنونی که عصر دانش است، بسیاری از جوامع بر این نکته معترفند که یکی از دارایی‌هایی که در نهایت می‌تواند موجب رشد و بالندگی جامعه شود، «سرمایه اجتماعی» است. همچنین باید گفت که سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از قابلیت‌ها و دارایی‌های مهم سازمانی می‌تواند در خلق و تسهیم دانش موجود در سرمایه‌های فکری سازمان کمک بسیاری نماید و سازمان را دارای سرمایه‌هایی شایسته و توانمند گرداند که می‌توانند نیازهای آینده سازمان را برطرف کنند.
از سوی دیگر در جهان پر شتاب و سرشار از تغییرات سریع و گسترده و در فضای شدیداً رقابتی دنیای امروز، سازمان‌ها با فقدان منابع انسانی با استعداد به عنوان چالشی عمده پیش‌رو هستند. در این شرایط آنچه باعث برتری و مزیت رقابتی سازمان‌ها بر یکدیگر می‌شود، میزان توانایی آن‌ها در جذب، توسعه و نگهداری استعدادها برای تداوم بقاء خویش می‌باشد. بر همین اساس فرآیندی به نام مدیریت استعداد به وجود آمد. لذا سازمان‌هایی که می‌توانند به طور فعال استعدادهای خود را مدیریت کنند نسبت به سازمان‌هایی که نمی‌توانند این کار را انجام دهند، موفق‌ترند.
با توجه به آنچه بیان گردید، بی‌تردید در دانشگاه‌ها نیز به مثابه سازمان‌ها، توجه به سرمایه اجتماعی و مدیریت استعدادها امری حیاتی است. لذا این پژوهش به بررسی نقش سرمایه اجتماعی بر بهبود مدیریت استعدادها در حوزه فرهنگی دانشگاه‌های تهران (مطالعه موردی؛ دانشگاه‌های پیام نور، تهران، صنعتی شریف) پرداخته است. جهت بررسی سرمایه جتماعی از ابعاد ناهاپیت و گوشال (ارتباطی، شناختی و ساختاری) و جهت بررسی مدیریت استعدادها از ابعاد چهارگانه مدیریت استعدادها (نظام جذب، ارزیابی و کشف، توسعه و بکارگیری و حفظ استعدادها) استفاده شده است.
یافته‌ها حاکی از آن بود که کلیه فرضیه‌های اصلی و فرعی پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند و این بدان معناست که بین سرمایه اجتماعی و ابعاد ساختاری، شناختی و ارتباطی آن با مدیریت استعدادها در حوزه فرهنگی دانشگاه‌های تهران (مطالعه موردی؛ دانشگاه‌های پیام نور، تهران، صنعتی شریف) رابطه معنی‌داری وجود دارد. همچنین کلیه ابعاد و شاخص‌های سرمایه اجتماعی و مدیریت استعدادها نیز مورد تأیید قرار گرفتند. در ادامه نیز مشخص شد که بین ابعاد شناختی و ارتباطی سرمایه اجتماعی در هر 3 دانشگاه تفاوت معنی‌داری وجود ندارد؛ به عبارت دیگر پاسخ‌دهندگان در هر دانشگاهی به یک نسبت این ابعاد را مناسب دانسته‌اند. اما در بُعد ساختاری دارای تفاوت معنی‌داری می‌باشند. به این ترتیب که افرادی که در دانشگاه تهران خدمت کرده‌اند، مناسب‌ترین وضعیت را برای بُعد ساختاری عنوان داشته و رتبه اول را به خود اختصاص داده‌اند و بعد از آن افرادی که در دانشگاه پیام نور خدمت کرده‌اند در رتبه دوم و نهایتاً افرادی که در دانشگاه صنعتی شریف خدمت کرده‌اند کمترین امتیاز و رتبه سوم را به خود اختصاص داده‌اند. پیرامون مدیریت استعدادها نیز مشخص گردید که تفاوت معنی‌داری بین ابعاد چهارگانه (نظام جذب، نظام ارزیابی و کشف، نظام توسعه و بکارگیری و نظام حفظ) مدیریت استعدادها وجود ندارد. به عبارت دیگر پاسخ‌دهندگان در هر دانشگاهی به یک نسبت این ابعاد را مناسب دانسته‌اند.